من گنگ خواب دیده.. همه عالم کر
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
نمیدانم. نمیدانم این «بدترین شبها» را شروع کردهام یا دارم شروع میکنم. اما، به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بیامید که یک دقیقه بیشتر ندارمت و یلدایی که همه جشن گرفته اند ، این روزهایی که دست کم، اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید
خواب هایی که کسی تعبیرشان را نمیداند
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
کل شب خوابت رو میدیدم .. من آخرین بار حدود۵ سال پیش صدات شنیدم .توی خواب برای چند دقیقه ای صحبت کردی تا همین جا بیاد دارم که جواب هزارمین دوستت دارم من ، رفتنت بود ..
فلسفه های پوچ
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
مثل شب های گذشته آلبرکامو را جایگزین آن پاکت های قرمز مگنا کرده ام و چک کردن انلاین بودن هایت جایشان را داده اند به خیره شدن های طولانی به یک عکس قدیمی ازتو .. ناپلئون به فونتان گفت؛ می دانید چه چیز را بیشتر از همه تحسين می کنم؟اینکه «زور» نمی توان
اشك های دیشب، برای لبخند عشقم بود
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
شاید خدا نمیخواست بهم برسیم اگه داشتمت ؛ دیگه هیچوقت چیزی ازش نمیخواستم..
خودخوری
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
u200fآیا بهتر نبود که میرفت و در قبر خود میخوابید و میگذاشت رویش خاک بریزند، بدون وحشت، از خدا میپرسید که آیا واقعاً خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟!
بهار نبش قبرپرستوهاست
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
در غمگین ترین و حسرت به دل ترین حالت ممکن رو میکنم به آینه روبه خودم داد میزنم این آینه است یا که منم ؟ یعنی جدی جدی فقط سه روز تا تموم شدن سال ۹۹ مونده و من امسالم نشد که دست هاتو بگیرم ؟ چطوری به خودم بقبولم که رسیدنی درکار نیست؟ چطوری ؟ توکه لیلی نبودی و نشدی آخرشم ولی من آه ، لعنت به این جنون ..
my dark room
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
خورشید بسان نفرینی دوزخی پهنه های ابرآلود آسمان را میخراشدو من شبیه مردی که از حجله ی معاشقه با عروس مرده ی خویش برخاسته است،در امتداد دردی شبانه که در خوابهای ترک خورده ی من میپیچد از انتهای یک کابوس برمیخیزم .. لعنت به انتظار ..
رگ های افسرده ام
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 19:29
چنگالهایت که به جان بی خوابی من می افتند وهذیانهای شیطانی ذهنم بسان پس مانده ی خونین سیاه سرفه های یک مسلول،بر کاغذهایی که سرنوشتشان مچاله شدن است نقش میبندند.تو لا به لای توهم هیچ افیونی گم نخواهی شد حتی وقتی که یک مشت قرص را با جنون میبلعم و حریصانه دود سیگار را به اعماق وجودم میکشانم.چه بی رحمانه...
همخانه ..
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 21:51
تپش و مرگ هم گاهی هم خانه میشوند .. مثل رفتن تو و ماندنم .. مثل قلب زنی که جنین مرده ای را حامله است ..
چه ساده ..
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 19:49
چـه ساده رد ﻣﯽ ﺷﻮي؛ و دﯾﮕﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪي ﺣﻮاﻟﯽ ﻟﺐ ﻫﺎ ﭘﺮ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮده ﺑﻮدﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮان در ﺳﺎﯾﻪ ﻧﺸﺴﺖ و ﺧﻮرﺷﯿﺪ را ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﺮد..
پشت شیشه بی جان مانیتور :
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 19:51
داستان من و تو از آنجا شروع شد... که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم... وبا دکمه های سرد کیبورد... دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم... با صورتک ها همدیگر را بوسیدیم و طعم لبهایمان را چشیدیم آهنگی را همزمان با هم شنیدیم و اشک ریختیم شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جدا نمی ماند....
..
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 19:51
دلم هُـری میریزد .. قلبم تا مدتی ایست میدهد چشمم تاری را فقط میبیند وجهان فقط در تو خلاصه میشود ! از دوردست .. از لای آدم های اطرافت چه زیبا می درخشیدی محبوبم ؛ هرچند به مدتی کوتاه .. از دور .. با حسرتی عظیم .. اما دیدمت شقایق .. شقایق .. شقایق .. - خدا کجای این ماجرا ایستاده؟
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 19:51
خطا از من است، می دانم از من که سالهاست گفته ام " ایاک نعبد" اما به دیگران هم دلسپرده ام... از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم... خداوندا دل به تو سپرده ام مرا به حال خود وا مگذار...
با قلب تو کی جز من، بی سپر میجنگه؟
-
تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 19:51
درد قلبی در هنگام فعالیت، پس از غذا خوردن، در هنگام استرس های فیزیکی مثل گرما و سرمای شدید و استرس های روحی بیشتر می شود. توصیه می شود از فعالیت های فیزیکی و ورزش های سنگین اجتناب کرده و یک فعالیت فیزیکی سبک ( مثل پیاده روی) و مرتب داشته باشید. پس از غذا خوردن استراحت کنید و از مصرف غذاهای سنگین و چ...