خرید بک لینک

چنگالهایت که به جان بی خوابی من می افتند وهذیانهای شیطانی ذهنم بسان پس مانده ی خونین سیاه سرفه های یک مسلول،بر کاغذهایی که سرنوشتشان مچاله شدن است نقش میبندند.تو لا به لای توهم هیچ افیونی گم نخواهی شد حتی وقتی که یک مشت قرص را با جنون میبلعم و حریصانه دود سیگار را به اعماق وجودم میکشانم.چه بی رحمانه به من چشم میدوزی وقتی که شبیه گم شدن بیت آخر یک شعر،در میان برگهای یک کتاب نخوانده به گوشه ی خاطرات نداشته ام پناه میبرم

..

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:29

صفحه بندی