برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
ساعت هفت صبح از درب گیت دارم برمیگردم پاویون..
بااینکه تیرماهه ولی باد خنکی از سمت شمال میاد ! یادمه وقتی بچه بودم صبح ها مینشستم جفت مامانم وقتی داشت از ماست محلی که ریخته بود توی اون ظرف و تکونش میداد تا برامون دوغ و کره درست کنه . خیلی سال گذشته اما هنوزم یادمه میگفت آخی.. ببین امروز باد از سمت شمال میاد چه خنکه ..
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
هرچقدر سَرَم رو شلوغ کنم و در طول روز بگردم و برم و انجام بدم و مفید باشم، شب وقتی سَرم میرسه به بالش، از گوشه چشمم اشک غم و حسرت میاد. و توی سرم سوال بزرگ که پس چرا تو نیستی؟ پس تو کجایی؟ پس چرا من و تو نه؟ هرچقدر همه ازم تعریف کنن باز تو نیستی..
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
آفتاب توام با آسمون آبی پاك بیست هفتم اسفند باهار وقتی باهاره که بوی تورو داره ..
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی