خرید بک لینک

آن زن بلند بالای سیاه پوش با موهایی بلند شب گون باشد

که تاریکی غلیظ چشمانش نفس را در سینه ام حبس میکند

و از معاشقه ای شیطانی تنها ردی از بلندی سرخ ناخن هایش بر تنم بجای میماند و من میان سکوتی که از بودن زهر آلودش باقیست با حسی سر گردان میان مرگ و تولد در انزالی دردناک میان تنهایی خویش میمانم..

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: دوشنبه 24 مهر 1402 ساعت: 23:33

صفحه بندی